محمد بن حسين البيهقي
1073
تاريخ بيهقى ( فارسي )
چيزى به صورت مبهم و نامعين ( 4 ) - اركان : بفتح اول و سكون دوم اندامها و جوارح - معنى بيت : اگر سر كه عضو اصلى است بر تن بماند ضعف اندامها را تدارك و جبران توان كرد چنان كه گوئيم سرت بهسلامت ( 5 ) - معنى بيت : براى تسلى خاطر مسعود مىگويد : جهان كه ملك خداست و از پادشاهى غزنوى بزرگتر است بيشترين بخش آن خراب است ، پس تو هم از ويرانى قسمتى از مملكت خود غمگين مباش ( 6 ) - تخت سليمان : اورنگ پادشاهى سليمان - در اين بيت اشارتى به داستان حضرت سليمان دارد كه ديو انگشترى آن حضرت را به حيله ربود و بر ملك سليمان مسلط شد اما بسبب ناپاكدلى كارى نتوانست كرد و بامر خداوند باز انگشترى نصيب سليمان شد و بر سرير ملك خود نشست ( 7 ) - آنك : آنجا و اكنون حاضرست و آنجاست ، از اصوات يا شبه جمله است ( 8 ) - نه رنجه گشت ز كيوان : يعنى نحوست كيوان به سعادت مشترى آسيب و گزند رسانيد ، استفهام مجازا مفيد تقرير ( 9 ) - صاعقه : آذرخش - معنى بيت : شايد مقصود اين باشد كه اگر در ملك تو صاعقهء حمله تركمانان جستن كرد پس از آن ابر رحمت بر ملك تو خواهد باريد ، همان گونه كه آذرخش باعث و مقدمهء باران است ( 10 ) - از ما بر ماست : هر چه زيانى كه بما مىرسد از كردهء ماست - معنى مصراع دوم : شايد مقصود اين باشد كه اگر درخت ساكن و آهن نرم نبود ، اين دو گرفتار زخم تيشه و دندانههاى سوهان سخت پولادين نمىشدند ( 11 ) - پيدا شد از بهار زمستان : به كنايه مراد آن است كه اينك وضع معلوم و مشخص شد ( 12 ) - رهى : بفتح اول و كسر دوم چاكر ( 13 ) - سيد ملوك : سرور پادشاهان يا شاهنشاه ص 970 ( 1 ) - خيره : سرگشته و شگفتزده باصطلاح مات و متحير ( 2 ) - معنى بيت : اين بيت و بيت پس از آن نامفهوم به نظر مىرسد ( 3 ) - مى : باده سرخفام در اينجا مقصود است بسبب سرخى برگ لاله ( 4 ) - فرودست : زيردست ؛ مراد تركمانان كه رعايا و زيردست امير مسعود خسرو ايران بودند ، از اين بيت معلوم مىشود كه خسرو ايران از القاب رسمى پادشاه غزنوى بوده است ( 6 ) - خذلان : بكسر اول و سكون دوم خوار فروگذاشتن و ترك يارى كردن - از پى خذلان : براى خوارى و بدبختى - تلميحى دارد به داستان نمرود كه ابراهيم عليه السلام را در آتش انداخت و به قصد جنگيدن با خدا كه گمان مىكرد در آسمان است صندوقى ساخت و با بستن چهار كركس بر چهار گوشه آن به هوا پرواز كرد و تيرى به اوج آسمان افكند بفرمان خداوند فرشتگان تير او را به خون آلودند و به زمين افكندند و نمرود پنداشت كه خداوند را كشته است ؛ آنگاه در عين قدرت بتقدير الهى پشهء ضعيفى در بينى او جاى گزيد و مغزش را بخورد تا به هلاكت رسيد ( 7 ) - هامان : وزير فرعون پادشاه مصر معاصر موسى بن عمران كه چون وردى خواند بسبب خواهش او از اتفاق نيل چند گامى عقب نشست و پس از آن فرعون